م
عنوان اپیزود
مهمان
۰:۰۰

از دیکتاتوری جنگ تا دیکتاتوری جو

اپیزود 1

این اپیزود به بررسی فرآیندی می‌پردازد که در آن جنگ، پیش از آنکه در میدان رخ دهد، در ذهن جامعه عادی و حتی موجه می‌شود. گفت‌وگو با تمرکز بر نقش زبان، رسانه و احساسات جمعی نشان می‌دهد چگونه مفاهیمی مانند «خسارت جانبی» به تدریج خشونت را قابل‌پذیرش می‌کنند و چگونه فضای عمومی به سمتی می‌رود که مخالفت با جنگ پرهزینه یا حتی مشکوک تلقی می‌شود. با ارجاع به نمونه‌های تاریخی از جنگ‌های جهانی تا تحولات معاصر، مهمانان برنامه درباره لحظه‌ای بحث می‌کنند که نقد جنگ دشوار می‌شود و جامعه به سمت پذیرش آن سوق پیدا می‌کند. این بحث تلاشی است برای فهم سازوکارهای پنهانی که جنگ را از یک فاجعه به یک گزینه قابل‌قبول تبدیل می‌کنند.
مهمانان:سعید شاهسوندی، علیرضا رجایی، علی فاتحی، آزاده بلاش، سهند ایران‌مهر، امین بزرگیان

متن کامل اپیزود

مهندس سحابی:
یه وقت هستش که در مقام شجاعت و اصطلاحاً مبارزه، شما با یک مثلاً قلدر یا یک دیکتاتوری مستبدی روبه‌رو هستین. خب هرچی مقاومت کنید یا مخالفت کنید، طبعاً ضرباتی هم یه خرده هزینه‌هایی براتون داره. این خب این هزینه‌ها درسته که شما تحمل هزینه‌ها رو می‌کنید، ولی که از اون‌ور اعتبار و آبروتون تو مردم می‌ره بالا. مردم شما رو تجلیل می‌کنن، ستایش می‌کنن. اما یه وقت هستش که گفتم دیکتاتوری جب بدتر از دیکتاتوری فرد و گروهه. دیکتاتوری جب اینجوریه که اگه کسی جلوی جب بایسته، همان تو خود مردم بدنام می‌شه و این بدنامی گاهی تا آخر عمرش هم هست. بعد از مرگش ممکنه تازه مردم بفهمند که اشتباه کردند. من این نکته‌ای که عرض می‌کنم خدمتتون از همون سال‌های 41، 42 بود که در واقع این کتابی بود mr. kennedy نوشت بود که اون موقع‌هایی که تازه اومده بود تو کار، این کتابش هم ترجمه شده بود، پخش شده بود به اسم سیمای شجاعان.
این تو اون کتاب سیمای شجاعانش حتماً آقای رجایی رو خوندن. تو اون کتابش ذکر چند تا از شخصیت‌های آمریکا رو می‌کنه که اینا در دوران حیاتشون یه نظریاتی داشتن، حرف‌هایی می‌زدن و این حرف مورد مخالفت جب و غروز بود. خیلی بدنام شدند. تا آخر عمرشون هم دیگه همین‌طوری خانه‌نشین بودند و اینا. ولی بعد از مرگشون معلوم شد که اینا راست می‌گفتن، جب اشتباه می‌کرده. من این ایده رو از اون گرفته بودم. مهندس بزرگ اهلی این بود. مثلاً در سال 1357 که اوج احساسات انقلابی مردم بود، ایشون پنهان هم نمی‌کرد. همین‌جوری می‌گفت که من می‌خوام شتاب انقلاب رو بگیرم. انقلاب باید بشه، رژیم هم باید عوض بشه یا شاه باید عوض بشه. ما باید اینو سنگر به سنگر بریم جلو، پله به پله بریم جلو.

مریم شیرین‌سخن:
سلام به همگی و خیلی خوش آمدید به این گفت‌وگو. امشب درباره‌ی موضوعی صحبت می‌کنیم که مربوط به میدان جنگ نیست، بلکه قبل از هر چیز در ذهن‌ها و در فضای عمومی شکل می‌گیره. این که چطور جنگ به‌تدریج عادی و حتی تنها گزینه به نظر می‌رسه و در کنار اون چطور یک فضایی شکل می‌گیره که در اون حتی مخالفت با جنگ سخت، پرهزینه یا حتی مشکوک می‌شه. تاریخ البته نشون می‌ده که این روند بارها تکرار شده. در جنگ جهانی اول هم خیلی‌ها مشتاق این جنگ بودند و با تصور دفاع از وطن با شور و امید وارد جنگ شدند. اما نتیجه‌ی اون یکی از بزرگ‌ترین فجایع قرن بود. در جنگ جهانی دوم هم جنگ فقط نظامی نبود، بلکه جنگ روایت‌ها، تبلیغات و انسان‌زدایی از دیگری بود. امروز هم تو همین جنگ‌های مدرن به‌خصوص از سال 2022 و به‌ویژه در خاورمیانه، ما با شکل جدیدی از زبان مواجه هستیم. جایی که جنگ با واژه‌هایی مثل عملیات دقیق، امنیت یا خسارت جانبی توصیف می‌شه و همین باعث می‌شه خشونتش به‌تدریج عادی می‌شه. هیچ جنگی یک‌باره قابل قبول نمی‌شه. اول از همه زبان تغییر می‌کنه، بعد تصویرها، بعد صداها و بعد یک روز می‌رسه که چیزی که قبلاً غیرقابل تصور بود، دیگه عجیب به نظر نمی‌آد.
سؤال اصلی امشب ما اینه که چطور جنگ از یک فاجعه در ذهن جامعه به یک راه‌حل قابل قبول تبدیل می‌شه؟ و هم‌زمان چه چیزی باعث می‌شه که فضا به گونه‌ای تغییر کنه که مخالفت با جنگ سخت، پرهزینه یا حتی خطرناک به نظر برسه؟ امشب می‌خوایم بدونیم که شما شخصاً چه زمانی متوجه شدید که فضا تغییر کرده و اون لحظه‌ای که احساس کردید نقد کردن سخت‌تر شده یا لحن عمومی تغییر کرده کی بود؟ از چه لحظه‌ای جنگ در ذهن جامعه عادی شد و این آیا یک نقطه‌ی مشخص داشت یا یک روند تدریجی بود؟ نقش زبان و رسانه در این روند کجاست؟ مثلاً وقتی به جای کشتار غیرنظامیان از عبارتی مثل خسارت جانبی استفاده می‌شه، این چقدر در پذیرش جنگ اثر داره؟ می‌خوایم بدونیم که آیا تجربه کردید که مخالفت با جنگ به جای یک موضع انسانی به عنوان حمایت از طرف مقابل تعبیر بشه؟ نقش احساساتی مثل ترس، خشم یا ناامیدی در این فرایند چیه؟ آیا این احساسات می‌تونند تصمیم‌هایی رو ممکن کنند که در شرایط عادی پذیرفته نمی‌شدند؟ به نظر شما خطرناک‌ترین لحظه کدوم بود؟ شروع جنگ یا لحظه‌ای که دیگه کسی به تبعات ناشی از جنگ فکر نکرد و بخشی از جامعه جنگ رو تنها راه‌حل می‌دونست. برای گفت‌وگوی امشب مهمان داریم. آزاده بالاش، هنرمند و فعال حقوق بشر، سعید شاه‌سبندی، فعال سیاسی، عضو سابق گروه مجاهدین و علی فاتیحی، کارشناس رسانه و فیلم، علیرضا رجایی، فعال سیاسی ملی مذهبی.