م
عنوان اپیزود
مهمان
۰:۰۰
علیرضا رجایی

مهمان گُدار

علیرضا رجایی

فعال سیاسی، روزنامه‌نگار

1 اپیزود در گُدار
1 پرونده

علیرضا رجایی روزنامه‌نگار، پژوهشگر و از چهره‌های شناخته‌شده جریان ملی‌ـ‌مذهبی در ایران است؛ جریانی که تلاش کرده میان دغدغه‌های دموکراسی‌خواهانه، عدالت اجتماعی، هویت ملی و قرائت نواندیشانه از مذهب پیوند برقرار کند. او متولد ۱۳۴۱ در تهران است و طی دهه‌های گذشته، هم در فضای مطبوعاتی ایران حضور داشته و هم در عرصه فعالیت سیاسی و مدنی.

رجایی در دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد، از اعضای تحریریه و دبیر گروه سیاسی روزنامه‌هایی چون «جامعه»، «توس»، «نشاط» و «عصر آزادگان» بود؛ روزنامه‌هایی که بخشی از مهم‌ترین تجربه مطبوعات اصلاح‌طلب پس از دوم خرداد را شکل دادند. او همچنین مدیریت انتشارات «گام نو» را بر عهده داشت و در انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران نیز فعالیت می‌کرد.

فعالیت سیاسی و رسانه‌ای رجایی بارها با فشارهای امنیتی و قضایی همراه شد. او نخستین بار در جریان برخورد گسترده با فعالان ملی‌ـ‌مذهبی در اوایل دهه هشتاد بازداشت شد و سال‌ها بعد نیز به اتهام‌هایی چون «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی» به زندان محکوم شد. بخشی از دوران حبس او با محرومیت از درمان پزشکی همراه بود؛ موضوعی که پس از ابتلای او به سرطان سینوس و جراحی سنگین صورت، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری پیدا کرد.

رجایی علاوه بر فعالیت روزنامه‌نگاری، در حوزه اندیشه سیاسی و تاریخ جریان‌های ملی و ملی‌ـ‌مذهبی نیز نوشته و گفت‌وگوهای متعددی داشته است. در آثار و مواضع او، مسئله ایران، جامعه مدنی، خشونت سیاسی، اخلاق در سیاست، و نسبت میان مذهب، ملیت و دموکراسی جایگاه محوری دارد. او از جمله چهره‌هایی است که تجربه زیسته سرکوب سیاسی را با تأمل نظری درباره بحران‌های جامعه ایران پیوند زده است.

1 اپیزود

علیرضا رجایی با نگاهی انتقادی به نسبت میان جنگ و جامعه مدنی، از مفهومی حرف می‌زند که آن را «بی‌نهایت کوچک‌ها» می‌نامد؛ نیروهایی پراکنده، خودجوش و به ظاهر کم‌اثر که در دل جامعه حضور دارند اما می‌توانند در کنار هم به نیرویی واقعی تبدیل شوند. او در مقابل، از وسوسه «راه‌حل‌های بزرگ» می‌گوید؛ ایده‌هایی که می‌خواهند با مداخله‌ای ناگهانی و از بیرون، مسائل پیچیده و تاریخی ایران را یک‌باره حل کنند .


رجایی با مرور تجربه جنگ و واکنش‌های جامعه، نشان می‌دهد که جامعه مدنی ایران اگرچه نیرومند، متنوع و زنده است، اما از فقدان انسجام و سازماندهی رنج می‌برد. در عین حال، نشانه‌های مقاومت و هم‌بستگی در همین کنش‌های کوچک و پراکنده قابل مشاهده‌اند؛ از ابتکارات فردی تا واکنش‌های جمعی در لحظات بحرانی.