اینترنشنال و مهندسی نفرت
اپیزود 5
او با تاکید بر اهمیت تخصص در رسانه، نشان میدهد که چگونه کنار گذاشتن معیارهای حرفهای و تبدیل رسانه به تریبونهای غیرتخصصی، میتواند درک عمومی از واقعیت را مخدوش کند. در مقابل، راهحل را نه در حذف این رسانهها، بلکه در بازسازی و تقویت رسانههای حرفهای، آزاد و متکثر در داخل کشور میداند.
حقیقتش اینه که من آنچه که میتوانستم و در توانم بود در نقد این شبکه اون موقعی که حاضر بودم بهشون گفتم و میگفتم و هیچوقت هم به گوش نمیگرفتند. در اون شبکه بنده هیچگونه کار مدیریتیای نداشتم و خوشبختانه به من هیچوقت اعتماد نمیکردند که محول بکنند و به هر حال یک جورهایی جنس من با جنس اینها جور نبود. یکی از بدترین کارهایی که در این ایران اینترنشنال انجام شد، اجازه بدین از این به بعد اینترنشنالش کنیم، ایرانش رو برداریم. در این اینترنشنال اعمال شد این بود که یک انهمانی کردن بین ایران و جمهوری اسلامی و یک خشونتی رو پروراندند که همچنان هم دارن ادامه میدهند و کارشناسان و آدمهایی رو آوردند که به معنای دقیق کلمه از توی خیابان بود. ببینید ما متاسفانه تخصص رو وقتی که کنار میگذاریم همین بساط میشه. شما اگر برید و از توی خیابون آدم بیارید برای اتاق عمل، خب حتماً اون مریض میمیره. من نمیدونم چرا فکر میکنیم رسانه، سیاست و اینها کارهای تخصصی نیست. گویی که الان همه مردم ما وارد شدند و حرف میزنند و میگویند و اِاِ اعتقادی هم به گروه مرجعی ندارند. نه اینکه مقلد باشند، نه. به این عنوان که حرفهای متنوع رو گوش بدن و بفهمند که وظیفه رسانه شیپورچی بودن نیست. وظیفه رسانه ایستادن بر نقطه فرازیست و نگاه کردن به قضایاست و همه ماجرا رو دیدن و بیطرف ماندن، نه به معنی تضییع، به معنی اینکه مثل یک قاضی تمامی جوانب ماجرا رو ببینند و این رو بسپرند داوریش رو به هیئت، هیئت منصفه مردم. خب چنین کاری رو در رسانهها نمیکنند. از قضا چگونه میتوان با این رسانههای نفرتپراکَن مبارزه کرد؟ مطمئناً اینطور نیست که اونها رو محو و حذف بکنید. نه. راهش این هستش که رسانههای حرفهای به راه بندازید. راهش این هستش که ما تمام توانمان را در ایران بگذاریم که صدا و سیما رو پس بگیریم، اصلاحش کنیم و هر جوری شده این طایفهای که در اونجا نشستهاند رو بیرون کنیم و رسانههای داخلی رو آزاد کنیم. اجازه بدیم که تکثر رسانههای دیداری و شنیداری در ایران باشه. بخش خصوصی وارد این ماجرا بشه و مطبوعات ما به جای کاغذی، تصویری و صوتی باشند. این کارها را اگر کردیم چیزی از این اینترنشنال و بنگاه سخن پراکنی BBC و VOA و اینا دیگه باقی نمیمونه. ما نمونهاش هم داشتیم. در سالهای اوج مطبوعات برون مرز اونها همین آقای فرحمند شاهده. در اون موقع در BBC بود و BBC انصافاً چندان دیده نمیشد چون مطبوعات ما همه خبرهایی که باید و شاید رو داشتند کار میکردند و وقتی پونصد هزار نسخه یک روزنامه فروش داشت و مردم پول میدادند و میخریدند، دیگه جایی برای اون رایگانبیدنهای تکراری از راه دور نبود. خیلی راهش ساده است و اتفاقاً بسیار بسیار حیاتیست. از نان شب برای مردم ما، برای جامعه مدنی ما واجبتر است که رسانه داشته باشند. رسانه داشته باشند تا این تخم کینه و این نفرتی که اینها در مردم ایران تزریق کردند و اونها رو مریض کردند، برچیده بشه. ببینید مردم ایران مستأصل شدند. این گرانیها، این تورمها، این کشتاری که جمهوری اسلامی انجام داد، این ااا ناامیدی که جوانان ما داشتند، اونها رو به روزی رسوند که حتی به این انتها رسیدند که حاضرند بمیرند اما اینگونه زندگی نکنند. این موقع وقت این بود که چنین رسانههایی بیان و طناب دار به ملت ایران هدیه بدهند، طناب دار و به اونها بگن که جنگ خوب است، جنگ خیلی عالیست حتی بمب اتم هم خوب است و به هر قیمتی جمهوری اسلامی بره حتی به قیمت از دست رفتن ایران. چون ایران رو قبلاً حذف کرده بودند و جای اون جمهوری اسلامی گذاشته بودند. من هیچ حرفی در این مورد نمیزنم که وابستهام به این کشور و اون کشور. نه، من فقط دارم در مورد روش اون صحبت میکنم. در مورد اون شماها خودتون میتونید قضاوت بکنید. اما به هر حال ااا برای ما بسیار واجبه که رسانه داشته باشیم و اصلاً جامعه مدنی بدون رسانه و بدون این رتبه چهارم دموکراسی که ابتدا اگر او شکل بگیره بقیه اکان هم دموکراتیک خواهند بود، به جایی نخواهد رسید.