م
عنوان اپیزود
مهمان
۰:۰۰

چگونه رسانه میدان نبرد شد

اپیزود 4

مهرداد فرهمند جنگ اخیر را به‌عنوان یک جنگ دو‌ساحتی تحلیل می‌کند؛ جنگی که هم در آسمان جریان داشت و هم در رسانه‌ها. او تاکید می‌کند که در این نبرد، رسانه دیگر صرفا ابزار اطلاع‌رسانی نبود، بلکه به یکی از میدان‌های اصلی جنگ تبدیل شد . در این گفتار، به‌طور مشخص عملکرد رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، به‌ویژه ایران اینترنشنال، مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ اینکه چگونه روایت‌ها شکل گرفتند، چگونه افکار عمومی جهت‌دهی شد و چگونه برخی مفاهیم و تفکیک‌ها در ذهن مخاطب تثبیت شدند.

در خصوص موضوعی که فرمودید، مسئله رسانه من فکر می‌کنم اساسا در این جنگ نقش محوری داشت. اساسا این جنگ یک جنگ کاملاً متفاوت با اون چیزی بود که ما از قبل در ذهن داشتیم. مثلاً جنگ‌های کلاسیکی مثل جنگ ایران و عراق که خاکریزی داشت و سنگری داشت و رزمندگانی داشتش که اونجا رو در رو با دشمن می‌جنگیدن. اینجا در جنگ عملا در دو جا جریان داشت. یک جنگ در هوا بود و یک جنگ در رسانه بود. معمولاً تو جنگ‌ها سربازها بیشتر از اون فرماندهان در و-و-وضعیت خطرناکی هستند و می‌جنگند. اینجا برعکسش بود. اینجا فرماندهان بیشتر در خطر بودند تا در رجه‌های پایین‌تر. گرچه حتماً ما تعداد زیادی از سربازان کشور رو از دست دادیم متأسفانه و من اینجا قدردانی می‌کنم از همه نیروهای مسلح ایران که این چهل روز کشور رو در برابر دشمن حفظ کردند. اما خب واقعاً یک چیز متفاوتی بود. یعنی یک جنگی بود که در هوا موشک و پهباد و هواپیما بودند که در این جنگ تعیین‌کننده بودند. دیگه تفنگ و خمپاره و توپ، تانک و اینا در این جنگ نبود. از این ورش هم یک صحنه بزرگ جنگ، صحنه رسانه بود. رسانه واقعاً یک نقش محوری داشت. یعنی بر خلاف اینکه همیشه در جنگ‌ها یک عنصر تبلیغاتیه ابتر، ولی اینجا اساساً میدان جنگ بود رسانه و نقش اساسی در شکل‌دهی اذهان عمومی داشت. با اینکه خیلی از کسانی که توی این رسانه‌ها می‌اومدن از این دم می‌زدن که مردم عاملیتی ندارند و ماها که عملیات نداریم و حالا هرچی بگیم که کسی گوش نمی‌کنه، ولی عملاً این عملیات رو ایجاد می‌کردند با شکل‌دهی و اذهان عمومی و اینی که باعث می‌شدند که همین برآوردی که از افکار عمومی ب-به دست می‌آمد، هر طرفی برای خودش تعبیری از افکار عمومی می‌کرد که مردم ایران خواهان فلان‌اند و مردم ایران خواهان بهمان‌اند و در تصویرگیری‌های جنگی چه بسا مؤثر بود. در مورد رسانه‌ها ما اینجا به طور مشخص داریم از رسانه‌های خارج از کشور به طور مشخص یکی دو رسانه مشخصی داریم صحبت می‌کنیم فارسی‌زبان که اینجا محور بحث ماست اتفاقاً. اساساً ما اینجا در، در مورد رسانه‌های بین‌المللی و انگلیسی‌زبان صحبت نمی‌کنیم. عملکردی که این‌ها داشتند من برای خودم هنوز جای سوال هست که آیا این واکنشی بود؟ یعنی بر اساس اینی که چه پیش می‌آمد، کسانی که در این رسانه‌ها دست‌اندرکار بودند تصمیم می‌گرفتند چه کار بکنند یا اینی که از قبل یک برنامه‌ریزی زمان‌بندی شده مدون و مشخص و فکر شده‌ای از قبل وجود داشته که بنابراین پیش رفتند. من هنوز به خودم پاسخ این سؤال رو ندادم، پیدا نکردم برای خودم. چون من همیشه معیارم این بوده که و معتقدم که یک عده ایرانی که دور هم جمع بشوند در هر جای جهان می‌خواد باشه، چه در ایران باشه، چه در خارج از ایران باشه، از یک عده ایرانی که دور هم جمع بشن بهترین محصول مدیریتی که می‌تونه بیرون بیاد جمهوری اسلامیه. یعنی سقف توان مدیریت برنامه‌ریزی مدیریتی ایرانیان یک چیزی همین مثل در حد جمهوری اسلامیه و رسانه‌های خارج از کشور اتفاقاً نمونه‌های بسیار آشکارش‌اند. با من هم کسی که در این رسانه‌ها کار کرده دارم می‌گم. عینا همونو شما می‌بینید دیگه. مثلاً همونی که شما صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارید می‌بینید، عین اونو می‌بینید که دقیقاً روی دیگر سکه‌ش مثلاً در قالب شبکه ایران اینترنشنال هست. با همون سیستم مدیریتی و همون شیوه‌ش فرقی با هم نمی‌کنن. اگر حالا مثلاً من BBC فارسی رو به اندازه یا مثلاً رادیو فردا رو به اندازه ایران اینترنشنال اینقدر ایرانی نمی‌بینمش به خاطر اینکه این‌ها بخشی از یک مؤسسه غیر ایرانی‌اند که در اون چارچوب اون مؤسسه غیر ایرانی کار می‌کنند. بنابراین نمی‌تونند جمهوری اسلامی رو بازتولید بکنند در اون جایی که هستند یا حداقل تلاشی که برای بازتولیدش می‌کنند یک حد و حدودی داره که کاملاً عین جمهوری اسلامی رو در اونجا نمی‌تونند بازتولید بکنند. بیش از همه اینجا [اه] منظور ما ایران اینترنشناله. این شبکه وقتی که نگاه می‌کنی به روند انگار که به شکل خیلی برنامه‌ریزی شده‌ای پیش رفته. ولی من واقعاً از مدیریت ایرانی انتظار برنامه‌ریزی بلندمدت این شکلی ندارم. خیلی زیادیه به نظر من که بخوایم فکر کنیم که اینا مثلاً توی شش، هفت سال نشستن برنامه‌ریزی کردند که ما چگونه پیش بریم و از این نقطه A برسیم به نقطه B. از یک مقطعی مثلاً فرض کنید این موضوع تفکیک جمهوری اسلامی از ایران که از پروژه‌های موفق شبکه ایران اینترنشنال بوده، این خیلی این تفکیک بیشتر از، از سال 1401 خودشون نشون داد و دیدیم که تیم ملی رو هم [اه] تفکیک کردند از-- تیم ملی هم ازاِاِاِ در واقع مردم ایران تفکیک شد. دیگه هر چیزی تبدیل شد به جمهوری اسلامی و ایران که تا اونجا که بعضی وقت‌ها جملات خنده‌داری هم خلق می‌شد که مثلاً حمله به زیرساخت‌های جمهوری، حمله به نمی‌دونم کارخونه‌های جمهوری اسلامی، پتروشیمی جمهوری اسلامی. اینا دیگه واقعاً تبدیل شد به جملات خنده‌دار. هنوزم اِاِ ادامه داره. ولی این تفکیک که بین مردم هم جا افتاد، بخش زیادی از مردم این تفکیک بین در ذهنشون شکل گرفت و جا افتاد، مولود اِاِ واقعاً ایران اینترنشناله. از 1401 هم ایران اینترنشنال تونستش که در-- به شبکه‌ی اول تبدیل بشه در سطح مخاطبان ایرانی. من خودم مادرم وقتی که میاد اینجا اِاِ خونه‌ی من می‌شینه همش ایران اینترنشنال نگاه می‌کنه. پدر و مادر همسر من وقتی که اومدن به خونه‌ی من مثلاً همش میش-می‌نشستن پای ایران اینترنشنال و من به اینا میگم منی که نصف عمرم رو در کار خبر گذروندم، اِاِ واقعاً اِاِ اصلاً هر شبکه‌ی خبری، نه ایران اینترنشنال، اینا من اصلاً اعصابم نمی‌کشه ده دقیقه بشینم پشت سر هم. یعنی حداکثر یه دونه بولتن خبری یه مقدارشو نگاه کنم دیگه واقعاً نمی‌تونم ادامه بدم. به خصوص شبکه‌ی ایران اینترنشنال که برام واقعاً سخته بیشتر از پنج دقیقه، ده دقیقه تحملش بکنم. ولی این‌ها به شکل تمام وقت ایران اینترنشنال تو خونه‌شون روشنه و من دقیقاً می‌بینم اثراتی که بر ذهنشون گذاشته. بر ذهن چ-- مردم ایران چقدر این اِاِ شبکه اثر گذاشته. چرا مثلاً BBC فارسی نتونسته اینقدر؟ BBC فارسی هم گرچه پرمخاطب هست و بوده، همیشه پرمخاطب بوده ولی اِاِ ایران اینترنشنال بوی سبقت رو ازش ربود. ولی هیچ‌وقت هم BBC فارسی نتونسته که این جایگاهی رو پیدا کنه که ایران اینترنشنال داره. هیچ شبکه دیگری هم نتونسته. مثلاً صدای آمریکا هم نتونسته، رادیو فردا هم نتونسته. اِمم من فکر می‌کنم دلیلش این هستش که عینا به همون اِاِ خواسته‌های عوام مردم که من اینجا کلمه‌ی عوام رو به شکل برخورنده‌ای به کار نمی‌برم، بلکه به معنای یک افرادی به کار می‌برم که این‌ها نگاهشون به مقوله‌ی سیاست یک نق-- مقوله‌ی نگاه تخصصی و برخاسته از دانش نیست. به این‌ها هم می‌گن عوام که این عوام سیاسی می‌تونن، طرف می‌تونه استاد مثلاً فیزیک هسته‌ای باشه، می‌تونه دکتر جراح باشه اِاِ یا می‌تونه هر چیز دیگری باشه. ولی در عا-- در عالم سیاست عوامِ. نگاه عوامانه به سیاست داره و شما وقتی که بیای عینا اون به مخاطب بگی که نه، اتفاقاً اون نگاه عوامانه‌ی تو درسته و اینایی که می‌شینن و از موضع تخصصی می‌شینن بررسی می‌کنن، اینا بیخود میگن. اینا یه مشت پنجاه و هفتین و اینا اصلاً علت بدبختی ما کتاب خوندنه. اینا نشستن کتاب خوندن. ببینید آقای کتابخون‌های ما چیکار کردن؟ اومدن پنجاه و هفتو واسه ما به رقم زدن و این پنجاه و هفتم ما رو بدبخت کرد. بنابراین کتاب خواندن هم بد است. این ب-ب-به زبان مخاطب خوش میاد. یعنی اون مخاطبی که دقیقاً این-- اون چیزی که تو داری بهش میگی، داری بهش بها میدی. بهش داره میگی که این نگاه عوامانه‌ی تو، نگاه درسته همینه. این نگاه مدل راند پاکسی تو، تحلیل راند پاکسی تو اتفاقاً اون، اون درسته. این خب جذبش می‌کنه و بعد اینی که تو این با اون خشم مردم به قول آقای نامور حقیقی می‌گفت باد بزنه جیگر. که شما وقتی که بری بشینی بگی از آخوندها فحش بدی، اِاِ باد بزنه جیگره دیگه. خب به هر حال مردمی که همه چهل و هفت ساله که از دست این آخوندها عاصین و یک روز آب خوش از گلوشون نرفته پایین از دست این آخوندها، خب شما بشینی هی ب-بگی اینا از این جنایات آخوندها بگی، قاعدتاً خود-- خوششون میاد و باد، باد بزنه جیگرشونه. در نتیجه اینا رو قشنگ شناسایی کردن و تمام این elements رو کنار هم چیدن و بعد شما نگاه می‌کنی مثلاً توی فرض کنید میزگرد‌های اِاِ تلویزیونیشون، برنامه‌هایی که مثلاً دو سه نفر میارن اونجا بحث می‌کنن، باز تا یه مقطعی شما می‌تونستی ببینی که اگر هر از گاهی بالاخره از اون سه نفری که میومدن یه نفر داره یک حرف متفاوتی با بقیه می‌زنه یا یه نفری مخالفه. ولی از حداقل در یک، دو سال اخیر، یک سال اخیر می‌تونم بگم دیگه کاملاً دیگه اِاِ خالص می‌بینی که هر سه تا آدم می‌شونه اونجا، اینا همه یه حرف می‌زنن. یعنی یک حرفیو هی تکرار می‌کنن. یک هی تحلیل پشت سر هم داره تکرار میشه. اون بخشی از اِاِ افراد دست‌اندکار در این شبکه‌ها، اِاِ میان می‌شینن مونولوگ‌های طولانی میگن و باز همین‌ها رو تکرار می‌کنن. و خب تکرار هر چیزی از لحاظ روانی موثره. وقتی که شما در طول سرتاسر روز بشینی یک چیزی رو اِاِ هی برات تکرار بکنن، بخواهی نخواهی تو ذهنت جا می‌گیره و محصول اینا این میشه که این، اینا به جای خود و جمهوری اسلامی هم دقیقاً کمک کرده که این [مکث] در واقع هدف رو این‌ها واصل بشن. یعنی یک بازوی کمکی دیگه هم در داخل جمهوری اسلامی بوده. رسانه‌ی مستقل رو اجازه رشد بهش نداده. عاملیت رسانه‌ای رو از داخل کشور به خارج کشور انتقال داده، خودش با دست خودش تقویت کرده به این شیوه رسانه‌های خارج از کشور رو. یک صداوسیمایی داره که فقط برای یک بخش کوچکی، نه همه هواداران خودش فقط بلکه بخشی از هواداران خودش فقط قابل دیدنه. براش هم مهم نیست که اصلاً مخاطب دار یا نداره. یعنی کلاً خودش از خودش عاملیت رسانه‌ای رو حذف کرده. خودش از دست خودش د-- گرفته این رو و این بزرگترین کمک بوده به اِاِ این رسانه‌ها. هم این که خب عملکردش هم همینطور، یعنی عملکرد قابل دفاعی نداده و بدترین چی داشت که دقیقاً اون چیزی بود که بزرگترین هدیه رو داد که این رسانه‌ها بتونن که این تفکیک دولت رو از ملت در ایران به بهترین شکلی انجام بدن، مسئله کشتار دی ماه بود که دقیقاً اِاِ این رو که-- این ارائه این تصویر از کشور که گویی این کشور یک مردمی هستن که یک قدرت خارجی اومده اشغال کرده و یک حکومت خارجی اینجا داره حاکم، حاکم می‌کنه و این ملت، دولتی ما در ایران نداریم. این تصویر رو کامل کرد و در نتیجه اِاِ این موفقیت این اِاِ در درجه اول شبکه ایران اینترنشنال رو به راه انداخت. در درجه بعدیش من و تو هم-- خب من و تو البته دیگه اون امکانات ایران اینترنشنال رو نداره، ولی من و تو هم در یک بازه زمانی طولانی خیلی کمک کرد به اینکه باز همین اهداف بهش در واقع اِمم نزدیکی بهش شکل بگیره. دیگه با نوعی که-- اون هم در واقع این تقدیس عوام‌گرایی رو اتفاقاً اول من و تو شروع کرد تا بعد رسید به ایران اینترنشنال. تقدیس نگاه عوام‌زده به سیاست رو من و تو باعث رشدش شد و بعد به ایران اینترنشنال تونست که توسعه‌ش بده. مسئله این تقویت حس نوستالژی پیش از انقلاب خیلی مهم بود. اِاِ اینا یک فراینده که ما خودمون همه شاهد بودیم در این هفت، هشت سال اخیر، به خصوص از اِاِ 96 به این ور که این شعار ردا شاه رو هرشاد برای اولین بار در ایران شنیده شد، این تقویت شد و همانطوری که عرض کردم من هنوز-- برام این سؤال پاسخ داده نشده که آیا این یک برنامه‌ریزی مدونی که حاصل اتاق فکری مثلاً بوده که اینا نشستن تو اتاق فکر، این برنامه‌ریزی تدوین شده و بعد اجرا شده یا اینکه خیر، همینجوری خودشون به هر حال همین ساختن و جلو رفتن و بنابر اِاِ شرایط زمان آدمای دست‌اندکار که خب همشون رو ما می‌شناسیم در این شبکه، اِاِ این اِاِ برنامه و سیاست رو پیش بردند و به نتیجه رسوندن.