م
عنوان اپیزود
مهمان
۰:۰۰

بازی با خون و عدد؛ پروژه اینترنشنال

اپیزود 2

در این اپیزود، علی فاتحی با تمرکز بر تحولات رسانه‌ای پس از سال ۸۸ توضیح می‌دهد که چگونه بی‌اعتمادی به رسانه‌های داخلی باعث مهاجرت مخاطبان به رسانه‌های خارج‌نشین شد. او معتقد است رسانه‌هایی مانند اینترنشنال با استفاده از ابزارهایی چون پخش ۲۴ ساعته، زبان محاوره‌ای، زیبایی‌شناسی حرفه‌ای و روایت‌های ساده‌سازی‌شده، توانسته‌اند مخاطب را جذب و در عین حال در یک چارچوب فکری مشخص هدایت کنند. فاتحی نشان می‌دهد که چگونه با تکرار روایت‌هایی درباره ضعف حکومت، بن‌بست داخلی و ساختن یک گذشته مطلوب، ذهن مخاطب به سمت پذیرش راه‌حل‌هایی مانند مداخله خارجی سوق داده می‌شود. او همچنین به نقش بازی با اعداد، تحریک احساسات و تغییر مداوم روایت‌ها اشاره می‌کند و تأکید دارد که در چنین فضایی، فقدان سواد رسانه‌ای می‌تواند مخاطب را در یک «حباب خبری» گرفتار کند.

در مورد رسانه ملی که قرار بود ملی باشه و بعد دیگه ملی نبود. بعد از سال 88 تلویزیون یه تغییر روشی داد و البته وقتی مدیرانش عوض شدن هم آقای عسگری و آقای جبلی مخصوصاً وقتی آمدن و آقای ااا وحید جلیلی وقتی اومد تلویزیون، دیگه تلویزیون از اون شکل همه‌شمولش که حالا قبلاً هم همه‌شمول نبود ولی باز تنوع بیشتری داشت اومد بیرون و کاملاً در اختیار یه گروه خاص قرار گرفت و اون صدای اصولگرای‌های تندرو اونجا خیلی بالاتر از همه رفت و اونجا می‌شد دید که دیگه اصلاً روش عوض شد. یعنی از برنامه‌هایی که تولید می‌شد، از سریال‌هایی که تولید می‌شد، همه این‌ها می‌شد مخاطب می‌تونست اینا رو برداشت بکنه. منتها لگد نهایی رو اون اعترافات اجباری زد به تلویزیون. وقتی که مثلاً تو یه پرونده‌ای مثل سپیده رشنو مخاطب می‌دید که اون چیزی که تو جامعه داره تجربه می‌کنه، کاملاً تلویزیون داره وارونه اونو نشون میده. دیگه کاملاً اعتمادش سلب شد از تلویزیون و مهاجرت کرد و این مهاجرت هم تو سه شکل بود؛ یعنی در بخش فیلم و سریالش رفت سمت تلویزیون جم، بخش سرگرمی‌ش رفت سمت تلویزیون من و تو و بخش خبرش هم اومد خارج از ایران و بیشتر رفت سمت اینترنشنال که حالا در مورد اون تلویزیون من و تو و جم و اون آسیب‌هایی که بعداً زدن می‌شه اونا رو مفصل‌تر در موردش حرف زد. اما در بخش خبرش اینترنشنال اومدن بیشتر موفق. اینجا هم اینترنشنال از چند تا ابزار استفاده کرد که یکیش 24 ساعته بودنش بود. خود این 24 ساعته بودن خیلی کمک می‌کنه برای اینکه مخاطب رو نگه داریم. به‌خاطر اینکه مخاطب دوست داره که تو لحظه بحرانی مطلع باشه و این تلویزیون این فرصت رو درست می‌کنه. یعنی شما هر لحظه‌ای می‌تونی تلویزیون رو روشن کنین و اون داره خبرو می‌گیره. ولی ایرادش اینه که دیگه فرصت مقایسه رو می‌گیره. یعنی دیگه مخاطب عادت می‌کنه به اون فضا و فقط همونجا رو دنبال می‌کنه. نکته دومش اینه که از ادبیات محاوره‌ای استفاده می‌کنه تلویزیون اینترنشنال، یعنی از مجری تا کارشناسش از ادبیاتی استفاده می‌کنن که مخاطب اگر توی خیابون و تاکسی هم سوار بشه، همون ادبیات رو می‌شنوه و این ادبیات محاوره‌ای هم یه فاصله بین مجری و مخاطب رو از بین می‌بره و هم نکته منفی‌ش اینه که یه فضای دوگانه درست می‌کنه. یعنی یه ما و دیگری درست می‌کنه، یه سیاه و سفید درست می‌کنه که فهم رو خیلی ساده می‌کنه اما خیلی ناقصش می‌کنه. یعنی شما برخلاف تلویزیون‌های خبری دیگه که سعی می‌کنن یه سری اخبار رو وقتی دارن دنبال می‌کنن، اولاً با زبان خشک و از چند زاویه بهش نگاه کنن و با کارشناسای مختلف بهش نگاه کنن و خود این خیلی قضیه رو مبهم می‌کنه برای مخاطب. اینجا از یه ادبیات ساده سیاه و سفید استفاده می‌کنه و از اون ابزار زیباییشناسی هم استفاده می‌کنن. یعنی از اون دکور خیلی که حرفه‌ای به نظر میاد و حرفه‌ای هم هست و پوشش مجری، نوع لباسایی که استفاده می‌کنن، یه فاصله بین مرز خبر و سرگرمی رو شکونده. یعنی نمی‌تونیم بگیم که خیلی فضا خشک خبریه یا خیلی فضا سرگرمیه. تو یه فاصله‌ای این بازی می‌کنه و خب اینم برای مخاطب می‌تونه جذاب باشه. اما خب همه اینایی که استفاده می‌کنه در راستای چی داره استفاده می‌شه؟ من اگر که اجازه بدین این بخشش برام مهم‌تره که اینو در را-- در راستای چی داره استفاده می‌کنه از این مخاطبی که جذب کرده. بعد از جنبش زن، زندگی، آزادی، وقتی که تلویزیون من و تو متوقف شد، تلویزیون اینترنشنال هم یه تغییر جهت خیلی معناداری داشت و رفت رو همون خطی که تلویزیون من و تو داشت کار می‌کرد. من و تو بیشتر روی بازسازی چهره خاندان پهلوی کار می‌کرد و اسرائیل و اینترنشنال هم بعد از این ااا که من و تو متوقف شد، دقیقاً رفت رو همون خط وایساد. از اینجا به بعد این اونوقت یه الگویی داره که این الگوش از یه طرف ایران رو تو منطقه به عنوان یه عامل بی‌ثبات‌کننده معرفی می‌کنه و از یه طرف دیگه داره اسرائیل رو یه قدرت نظامی اطلاعاتی خیلی برجسته معرفی می‌کنه. خبرایی هم که کار می‌کنن همینه. یعنی در خبراش یه جوری کار می‌کنه که حکومت ایران هر روز ضعیف‌تره و فشار بین‌المللی روش خیلی زیاده و داره هر روز داره منزوی‌تر می‌شهاین سیر خبر و تکرارش یه برداشتی برای مخاطب می‌سازه که نشون میده که توازن قوا به ضرر جمهوری اسلامیه و سیستم منتظر یه ضربه‌ایه که ضربه نهایی به قول خودشون که از بین بره. یه فاصله‌ای هم بین حکومت و ایران می‌خواد درست کنه که اینو از جام جهانی بیست بیست و دو هم می‌شد دیدش. دیگه از اونجایی که تیم ملی دیگه تیم ملی ایران نبود، این تعریف کردن که تیم ملی جمهوری اسلامیه. به‌خاطر اینکه حالا مثلا اون بازیکنایی که تو تیم ملی بودن توی جنبش زن، زندگی، آزادی واکنش نشون ندادن یا خیلی کم‌رنگ واکنش نشون دادن. البته بماند که پرسر و صداترین بازیکن اون دوره که از جنبش زن، زندگی، آزادی هم خیلی دفاع کرد وریا غفوری بود، به‌خاطر اینکه تو این جریان از پهلوی حمایت نکرده، الان مغضوب. از اونجا سعی کردن که جمهوری اسلامی رو جدا کنن و انقدر اینو تکرار کردن که این تبدیل شد به یه پیش‌فرض. بعدش جمهوری اسلامی نه به عنوان یه حکومتی که از دل همین جامعه اومده بیرون، من کاری به خوب یا بد بودن جمهوری اسلامی ندارم. این نتیجه روند تاریخی‌ایه که جمهوری اسلامی حاکم شده رو مملکت و اینو تبدیلش کردن به حکومتی که تحمیل شده، به حکومتی که بیگانه است. حتی یه جای دیگه جلوتر می‌رن می‌گن اینا عربایی‌اند که اومدن ایران رو گرفتن و دارن روی ما حکومت می‌کنن و این برای یه بخشی از مخاطب خیلی جذابه. به‌خاطر اینکه مخاطب می‌خواد از اون مسئولیت تاریخی خودش هم فرار کنه دیگه. یعنی اینی که یک انقلابی بوده سال پنجاه و هفت و نتیجه‌اش شده این حکومت، وقتی که این به عنوان یه بیگانه معرفی بشه، مخاطب از اون هم می‌تونه فرار کنه. یعنی اون مسئولیت تاریخیش رو نپذیره و بندازه گردن یه دیگری، یه دیگری که اومده حکومت رو گرفته. هم‌زمان با اینا، اون نوستالژی دوره پهلوی رو داره کار می‌کنه و ازش یه دوران مطلوبی می‌سازه و تیتر اخباری که در مورد امروز داره منتشر می‌کنه، حتی تو روزهای عادی از مهاجرت نخبگان، تصادف‌های شهری، کشته‌شدگان در تصادفات و همه این خبرهایی که تو روزهای معمولی داره می‌گه، از وضعیت امروز یه وضعیت بن‌بست درست می‌کنه و بعد در کنارش میاد یه آینده مبهم تک‌مسیره هم معرفی می‌کنه دیگه. یعنی تو ذهن مخاطب اینو می‌سازه که یه گذشته مطلوبی بوده و الانم یه راه‌حلی هست که برگردیم به همون گذشته مطلوبی که این تلویزیون داره هی پشت سر هم هی می‌گه. اینجا اونوقت اون گزینه آلترناتیو پهلوی هم اینجا مطرح می‌شن. این منطق رو توی اعتراضات چهارصد و چهار هم داره دیگه. از روز یازدهم اعتراضات یه دفعه از شونزدهم تا بیست و سوم وقتی تیترها رو نگاه کنی شروع می‌کنه این اعتراضات رو وصل می‌کنه به فرحان رضا پهلوی. از یه عبارتایی استفاده می‌کنه مثل ضربه فرحان، دعوت-- با دعوت پهلوی، پاسخ مردم به فرحان و اینا هی تکرار می‌شه، انقلاب ملی ایرانیان، خیزش ملی و تکرار اینا کم‌کم مخاطب رو می‌رسونه به اینکه پس اصلاً اون اعتراضاتی که ریشه‌اش اقتصادی بوده و اینا همه می‌ره کنار و همه اینا وصل می‌شه به فرحانی که پهلوی داره می‌ده. بعد یه کیو آر کدی معرفی می‌کنن. در این کیو آر کدشون می‌گن که نیروهای نظامی که می‌خوان با پهلوی بیعت کنن بیان اینجا بیعت کنن و بعدم اعلام می‌کنن که پنجاه هزار نفر ریزش کرده. این اعداد و این کلمات و این واژه‌هایی که استفاده می‌کنن همش در راستای اینه که مخاطب احساس کنه که حضور خیابونیش ریسک کمی داره. از شب هجدهم دی ماه ما کم‌کم می‌شنویم که یه سرکوب خیلی خشنی توی ایران هست، ولی تلویزیون اینترنشنال اینو سانسور کرد و هیچ خبری از این نمی‌داد. برعکسش کلماتی که توی تیتر خبرش استفاده می‌کرد این بود که گسترش اعتراضات، تداوم اعتراضات، اعتراضات میلیونی. همه اینا کمک می‌کنه که مخاطبش احساس کنه که ریسک تو خیابون بودنش کمه و می‌تونه وارد شه و اعتراض کنه و هیچ اتفاقی هم براش نمی‌افته و پشت سر همم داره فرحانه‌های پهلوی رو یکی، یکی هم اعلام می‌کنه، روش کار می‌کنه. اما یه اتفاق عجیبی که می‌افته، بیست و سوم دی ماه همین تلویزیونی که تا دیروزش هیچ خبری از سرکوب نمی‌داد، یک دفعه میاد اعلام می‌کنه که دوازده هزار نفر کشته شدن. تا چند روز آینده‌اش می‌رسه به سی و شش هزار تا و چهل هزار تا و اینا و بعد یه دفعه سیزده بهمن اعلام می‌کنه که هزارصدو چهل و یک نفر از کشته شده‌ها رو اسمشونو داره و شش هزار تا پرونده هم در دست بررسیه. یعنی نهایتا هفت هزار نفر اسم داره، ولی اعلام کرده که سی و شش هزار تا چهل هزار تا کشته داشته این اعتراضات. خود این نوسان این عددها و این بالا پایین بودنشون وقتی که اینا رو کنار عددایی که هراتا منتشر کرده می‌ذاریم که اونا به تدریج اعلام کردن که چهار هزار تا، پنج هزار تا، هفت هزار تا کشته شدن و بعد در نهایت تو اون گزارش پنجاه روزشون اعلام کردن که هفت هزار و هفت نفر کشته بوده و یازده هزار پرونده هم در دست بررسیه، نشون میده که اون خبرگزاری هراتا داره روی ثبت عدد کار می‌کنه، ولی تلویزیون اینترنشنال داره با احساسات بازی می‌کنه. یعنی این عددها رو انقدر بالا پایین می‌کنه که مخاطبش یه حالت استیصال بهش دست بده. من حتی حالا می‌خوام یه قدم جلوتر برم. من می‌خوام بگم که این تلویزیون اینترنشنال حتی از آقای پهلوی هم سوءاستفاده کرده.تمام این پروژه رو اینجوری بنا کرده که این مخاطبی که تا دیروز فکر می‌کرد که این حکومت با یه ضربه از بین می‌ره، حالا به این نتیجه می‌رسه که هیچ راهی نداره که این حکومت از بین بره. مستأصل و مایوس توی خونه نشسته و وقتی این اعدادو می‌شنوه می‌فهمه که چقدر سرکوب خشنی بوده و چقدر هزینه داره و اصلاً هیچ راه مقابله‌ای با این حکومت نیست. دقیقاً تو این لحظه است که تلویزیون یواش یواش شروع می‌کنه به اعلام کردن این که تنها راه نجات از این بن‌بستی که الان توش گیر کردیم، مداخله خارجیه، عملیات بشر دوستانه است، جنگه و دقیقاً تو این لحظه امریکا و اسرائیل به عنوان منجی معرفی می‌شن و من فکر می‌کنم که کل پروژه اصلاً رو این سوار بوده که این نتیجه نهایی رو ازش بگیرن. برای همین می‌گم احساس می‌کنم که از رضا پهلوی هم این وسط سواستفاده شده. هرچند که حالا خود اونم خیلی کمک کرده و دفاع کرده از این وضعیت. ولی من فکر می‌کنم تلویزیون این کارو پیش برده. چیزی که می‌گن اینه که آقا این پروژه عبور از جمهوری اسلام به هر قیمتی رو اینجا معرفی می‌کنن و خب مخاطبی هم که دچار یأس و استیصاله اینو می‌پذیره. مشارکت نمی‌کنه. هرچند که یه بخشی از این دیاسپورای ایرانی خارج از کشور مشارکت فعال هم کرد. ولی مخاطبی که در ایرانه بی‌حس می‌شه نسبت به این حمله خارجی از این هجومی که قراره به کشور بشه.

مریم شیرین‌سخن:
من خودم یک پدیده‌ای رو باهاش روبه‌رو شدم که خیلی برام عجیب بود. به فاصله یک دقیقه یا دو دقیقه بعد از اینکه ایران اینترنشنال اون عدد سی و شش هزار تا رو اعلام کرد، تلویزیون آلمان هم عدد سی و شش هزار تا رو اعلام کرد و این عدد رو دیگه نمی‌شه آورد پایین. با هیچ گزارش سازمان‌های حقوق بشری امکان پایین آوردنش نیست. این تجربه‌ت در این زمینه چطور بوده و اصلاً اینو چه شکلی می‌تونی ببینی که ایران اینترنشنال حتی مرجع رسانه‌های حالا من می‌گم آلمانی هم شده.

علی فاتحی:
آره، این دیروز هم حتی اتفاق افتاد. آقای پهلوی هم یه جایی صحبت می‌کرد گفت چهل هزار تا. یعنی حتی وقتی خود اینترنشنال هم عددشو آورد پایین‌تر. ولی دیگه اون عدد دیگه جا افتاده و من دیدم یه، یه نفر امریکایی به امریکا از یکی از این تجمعات سلطنت‌طلب‌ها یه گزارشی گرفته بود. بعد باهاشون مصاحبه می‌کرد. عدد از چهل هزار تا تا نود هزار تا هم می‌گفتن و اصلاً دیگه حتی به این فکر نمی‌کردن که این چقدر عدد بزرگیه. می‌دونی مشکلش چیه؟ مشکلش اینه که ما اصلاً دیگه درگیر عدد می‌شیم. یعنی اصلاً دیگه جون آدما برامون اهمیتی نداره. من خودم خاطرم اینه که توی جنبش سبز وقتی که چند تا از این بچه‌ها کشته شدن، ما فکر می‌کردیم دنیا دیگه تموم شده. یعنی دیگه از این سیاه‌تر اصلاً وجود نداره و تو جنبش سبز تو اون یک سال هفتاد و دو نفر کشته شد و ما فکر می‌کردیم از این سیاه‌تر نمی‌شه. من نمی‌خوام بگم که کشتاری نبوده، حتماً بوده، خیلی هم خشن بوده. ولی این عددای بزرگی که درست می‌کنن این بیشتر برای اینه که احساسات رو تحریک کنن. یعنی مخاطب رو دچار خشم و تنفرش کنن و از یه طرف هم داره بهش می‌گه که یک خشونت افسار گسیخته‌ای حکومت می‌کنه که تو هیچ کاری نمی‌تونی بکنی. یه تنها آلترناتیو هم براش معرفی کرده. اون تنها آلترناتیوتم نتونسته هیچ کاری بکنه. بنابراین فقط یک عبور از جمهوری اسلامی به هر قیمتی برات می‌مونه. اونوقت اونجا جنگ، جنگو می‌شه به عنوان یه عملیات نجات تعریفش کرد. همین چیزی که به عنوان عملیات نجات تعریفش می‌کنن. یک چیزی هم در مورد رسانه‌ها وجود داره. ببین هیچ رسانه خبری مستقلی وجود نداره. این به خاطر هزینه‌های بالاشونه. همه رسانه‌های خبری یه وابستگی دولتی دارن. منتها شما وقتی مثلاً با BBC یا VOA طرفی می‌دونی که این داره از کدوم دولت هزینه‌هاشو می‌گیره. ولی وقتی یه تلویزیونی نمی‌گه از کجا داره می‌گیره و اصرار داره که به صورت مستقل داره کار می‌کنه، اینو باید ردگیری کرد. ببینیم که خب این هدفی که در نهایت می‌خواد بهش برسه به نفع کجاست. اون جوری اون وقت می‌شه فهمید که داره هزینه‌هاشو از کجا می‌گیره و اون وقت اهداف کجا رو داره تبلیغ می‌کنه براش. من فکر می‌کنم که از 1401 کاملاً اینترنشنال رفته به سمت منافع دولت اسرائیل. این نشانه‌هاشو شما توی ۱۴۰۱ هم می‌دید. یعنی توی زن، زندگی، آزادی ما می‌بینیم که یه دفعه صحبت از کانون‌های شورشی می‌شد و بعد فراخوان می‌دادن. بعد یه کانون‌هایی که ما اصلاً نمی‌دونستیم کی‌ان، چی‌ان و اصلاً کجا بوده‌ن و بعدم معلوم نشد اصلاً چی شدن. در مورد جنگم همینه. وقتی که اون وقت جامعه مستأصل شد و جنگ شد، اون وقت تنها راه نجاتش. ما با وضعیت خشن جنگ روبه‌رو می‌شیم دیگه. یعنی آپارتمانی که بهش موشک می‌خوره، ساختمونی که خراب می‌شه، آدمایی که کشته می‌شن که نظامی نیستن. چون این جنگ اولش تعریف شده که جنگ علیه جمهوری اسلامیه و داره اهداف نظامی جمهوری اسلامی رو می‌زنه و یک دفعه صد و شصت و هشت تا بچه کشته می‌شه و اون وقت باید اینو توجیهش کرد. برای همین اون وقت یه اتفاق عجیب غریبی هم می‌افته دیگه. اول که اینجوری توجیه می‌کنن که این ساختمان‌ها یه جلسه محرمانه امنیتی برگزار می‌شده، برای همین اون ساختمون زده شده. بعد در مورد مدرسه می‌گن که اصلاً خود جمهوری اسلامی زده. یعنی اینو زده که اون موشکشونو اشتباهی زدن به اونجا یا حتی بعضیا می‌گن تعمدی. مخاطب از خودش نمی‌پرسه که خب پس من چرا در مورد هواپیمای اوکراینی با فرض این که جمهوری اسلامی خودش زده، چرا در مورد هواپیمای اوکراینی من قلبم شکست ولی در مورد این مدرسه قلبم نمی‌شکنهاین به خاطر اینه که تو این شبکه باز من خودم اینو توی برنامه‌ای دیدم تو اینترنشنال که یه فاصله‌ای انداخته بود بین قربانیانی که تو این دو ماه تو این سه ماه کشته شدن. بین اونایی که در دی ماه کشته شده بودن، اونا از ما بودند و اونایی که بعدا در جنگ کشته شدن، اونا وابسته‌گان به حکومت بودند و بعد اینو مقایسه می‌کرد که در دو روز چهل هزار نفر کشته شد و اینجا در یک هفته پونصد نفر. انگار این وسط تنها چیزی که اهمیت نداره جون ایرانی‌ایه که داره کشته می‌شه. در مورد خونآگا هم همین جوری بود دیگه. یعنی برای اینکه یه پایگاه بسیج زده بشه توی نارمک، سه تا آپارتمان کلا نابود می‌شه و کلی اونجا آدم خسارت می‌بینه و کشته می‌شه و زخمی می‌شه. ولی بعد باز همین جوری توجیه می‌کنن که اونجا یک محل نظامی بوده که زده شده. بعد به صنایع هم می‌رسه. یعنی از فولاد و پتروشیمی و داروسازی و نفت و گاز و همه. هرچی رو می‌زنن می‌گن زیرساخت‌های جمهوری اسلامیه و اینو هی سعی می‌کنن توجیه کردن. فقط تا کار به یه جایی رسید که تو همون روزی که پل کرج رو زدن، همین لحظه‌ای که خبر اعلام شد که پل کرج رو زدن، مجری خبر گفتش که این پلی بوده که ازش استفاده می‌کردن برای اینکه ادوات نظامی رو ببرن. پلی که هنوز افتتاح نشده. ولی می‌گه دیگه وقتی این شایعه رو پرت می‌کنه توی جامعه، دیگه جمع کردنش خیلی دشوار می‌شه. کار اشتباه هم این وسط جمهوری اسلامی کرده که اینترنت رو قطع کرده. یعنی مخاطبی که دسترسی به خبر نداره رو محدودش کردی. قبلا اعتمادش رو از صداوسیما گرفتی و هیچ اعتمادی به اونجا نداره. رسانه‌های داخلی‌ت هم کلا وابسته به حکومت می‌دونه. تنها جایی که می‌تونسته خودش خبر رو دنبال کنه رو هم ازش گرفتی که اینترنته و مخاطبت رو گذاشتی با یه تلویزیون ماهواره‌ای که بدون محدودیت داره همین جوری شایعه رو پرت می‌کنه تو جامعه. هزینه‌ش می‌شه اینی که اینا می‌شه اون وقت زیرساخت‌های جمهوری اسلامی که اصلا یعنی با تعریف این تلویزیون، این ساختارهای جمهوری اسلامی اصلا باید زده بشه برای اینکه ما نجات پیدا کنیم از این حکومتی که چهل هزار نفرمون رو می‌تونه تو دو روز بکشه. این دیگه تنها راه نجات. اما یه جایی اون وقت دیگه این واقعیت می‌خوره تو صورت مخاطب. این هم اونجاییه که تلویزیون اومده تعریف کرده که آقا ما وقتی که حمله بشه، وقتی سران جمهوری اسلامی کشته بشن، ظرف دو روز، سه روز، یک هفته این نظام سقوط می‌کنه. خب سه هفته از جنگ می‌گذره و سقوط نمی‌کنه و مخاطب اینو داره می‌بینه که سقوط نکرده. از اون طرف داره می‌بینه که این ساختمونا و این چیزایی که زیرساخته و تاثیر مستقیم تو زندگی روزمره‌ش می‌ذاره، اینا داره همه از بین می‌ره و معترض می‌شه. تلویزیون اون وقت اینجا می‌ریدی چرخش می‌کنه و همون آدمایی که تا دیروز داشتن می‌گفتن که این زیرساخت نظامیه، یه دفعه می‌شن دلسوز و بعد میان اینو تعریف می‌کنن که تمام زیرساخت‌های ایران داره از بین می‌ره و تنها راه اینه که جمهوری اسلامی تسلیم بشه. [خنده] یعنی همه چیز تو یه چهارچوبی داره می‌چرخه. فقط روایتش هی تغییر می‌ده و سعی می‌کنه که همونو در راستای اهداف همون دولت اسرائیل ببره جلو و حتی مثلا در مورد کارهای راهبردی مثلا تنگه هرمز اصلاً مسخره می‌کردن. می‌گفتن اصلاً توان اینو نداره. خب مخاطب می‌بینه که توانش رو داشت و بست و دنیا هم داره سعی می‌کنه باهاشون به یه توافقی برسه که این تنگه رو باز کنن. یا در مورد موشک‌ها می‌گفتن آب گرم کنه. خب بعد مخاطب می‌بینه که این نه تنها مثلا از بین نرفته، همچنان داره در طول این سه چهار هفته همچنان داره کار می‌کنه و بعد یه دفعه اون پروژه شهرهای موشکی تلویزیون مطرح می‌شه. یعنی یه دفعه اینا از موضع فعال محیط زیست وارد می‌شن و می‌گن آقا تمام این بحران آبی که بوده به خاطر این شهرهای موشکیه که اینو ساختن. یعنی همین جوری هی روایتشون تغییر می‌دن بسته به اون چیزی که مخاطب ازشون می‌خواد. ولی در یک راستای کلی داره کار می‌کنه. وقتی که مخاطب یه رسانه رو دنبال می‌کنه، کم‌کم دچار توهم رسانه‌ای می‌شه. اون وقت می‌شه یکی از اتاق‌های پارلمان سوئد رو به عنوان پارلمان سوئد معرفی کرد. می‌شه یه جمعیت صد نفره رو به عنوان پنجاه هزار نفر معرفی کرد. یعنی می‌شه همین جوری هی عددها رو بازی کرد در کادری که می‌بینیم و یه نکته خیلی، خیلی مهم هم توی تصویر اینترنشنال هست. شما حباب اینترنشنال رو وقتی نگاه می‌کنی یک چهارم سمت چپ کادرش که یکی از مهم‌ترین جاهای کادره تو تصویر همیشه عکس یه نفر هست که توی اعتراضات دی ماه کشته شده و اتفاقا عکسایی هم انتخاب می‌کنن که خیلی کاریزماتیک باشن و این در کنارش اون وقت توی بقیه کادر داره خبر جنگ و اینا رو نشون می‌ده و این مدام داره مخاطب رو در ناخودآگاهش یک حرصی براش درست می‌کنه از این حکومت که بعد از این تخریب راضی باشه. من فکر می‌کنم یکی از چیزای مهمی که هست اینه که خود مخاطب باید یه کم سواد رسانه پیدا کنه. یعنی حداقل خبر رو از چند تا منبع ببینه که بتونه یه میانگین بگیره که تو این حباب رسانه‌ای گیر نکنه. یه چیز دیگه هم در مورد این فعالی سیاسی هم هست که یه چیزی رو نمی‌تونن از هم جدا کنن. اینکه من در رویام چی می‌خوام تا اینکه رو-- واقعیت رو زمین چی باشه خیلی فرق می‌کنه. اینکه من در رویا می‌خوام که جمهوری اسلامی بره، خب وقتی که یه رسانه هم به این-- اینو روش کار می‌کنه و داره تبلیغ می‌کنه معلومه که برای یه سری ازفعاله سیاسی هم جذابه و اونا هم دنبال این می‌رن و اینجا اونجاییه که اونوقت اون رسانه حتی رو فعال سیاسی ما هم تاثیر می‌ذاره.

مریم شیرین‌سخن:
علی جان من یه سؤال بکنم. شاید یه نکته بگم. این مسئله‌ای که با کشته‌شدگان دی ماه رخ داد و اسمی گذاشتن روش به اسم جاویدنامان. این یه مقدار من رو یاد این مسئله‌ای انداخت که ما سال‌ها با جمهوری اسلامی درگیرش بودیم و از مسئله‌ای به اسم شهید که شهیدان نباید فراموش بشن، جاویدنامان نباید فراموش بشن و الان یعنی یک چیزی می‌بینم که از جان انسان استفاده می‌شه برای پیشبرد مقاصد سیاسی. نه اینکه این جان ارزش داره به خودی خود، بلکه این جان در اون جهتی که من مقصد سیاسیم هست فقط ارزش داره.

علی فاتحی:
آره از، از انسان کشته شده‌ای که خودش نیست که دفاع کنه از چیزی که می‌خواسته. یعنی ما اینو تو خانواده‌های شهیدای زمان جنگ هم داشتیم که یه چیزایی رو وصل می‌کردن به خانواده‌های شهدا که اصلاً یه همچین چیزی نبود. [خنده] یعنی بقیه داشتن تو یه فضای دیگه‌ای زندگی می‌کردن. این جانباختگان دی ماه هم همینن. حتی مثلاً ما یکی از اینا رو می‌شناسیم که اصلاً ویدئو ازش بود که از زن، زندگی، آزادی حمایت می‌کرد. ولی الان اونم کنار کسایی-- عکسشو کنار کسایی می‌ذارن که پهلوی حمایت می‌کنن. یا یه چیز بدترش این بود که دو نفر از مجاهدینی که همین به تازگی هم اعدام شدن، تو یکی از تجمع‌های انگلستان اسم این دو تا رو می‌خوند و بقیه داد می‌زدن که جانفدای ایران یه همچین چیزی و براش کف می‌زدن و اینا و بلافاصله وقتی تموم شد اون شعار مرگ بر سه‌ رو گفتن. بدون اینکه اصلاً بدونن که خب این دو نفری که الان شما در موردشون این، این حرفا رو زدی، اینا مجاهد بودن.

مریم شیرین‌سخن:
متأسفانه ما در خارج از کشور صحنه‌هایی دیدیم که صحنه‌های رقص و پایکوبی با کشته شدن و بمباران متأسفانه. ااا خیلی ممنونم ازت.