م
عنوان اپیزود
مهمان
۰:۰۰

میهن‌دوستی انتقادی

اپیزود 7

یاسر میردامادی با طرح مفهوم «میهن‌دوستی انتقادی» تلاش می‌کند راهی میان دوگانه‌های رایج سیاست ایران باز کند؛ راهی که هم‌زمان منتقد استبداد داخلی و مخالف مداخله و استیلای خارجی است .
او با بازخوانی رخدادهای دی‌ماه و نقش روایت‌ها در شکل‌گیری جنگ، نشان می‌دهد که چگونه سوءبرداشت‌ها، اغراق‌های آماری و بهره‌برداری سیاسی از بحران‌ها می‌تواند مسیر یک جامعه را به سمت درگیری سوق دهد. در ادامه، با تمرکز بر مفهوم «تاب‌آوری»، از پیوند میان جامعه مدنی و ساختار حاکمیت در شرایط جنگی سخن می‌گوید و این هم‌زمانی را کلید فهم وضعیت امروز ایران می‌داند.

خیلی خوشوقتم که در جمع دوستان هستم. من متنی رو آماده کردم در مورد سه پرسشی که در این نشست قرار است راجع به اون‌ها سخن بگیم. اما پیش از اون یه پاسخ مختصری بدم چون دو پرسش هم مجری محترم مطرح کردن. در مورد مذهب و نسبت‌ش با ملیت حتماً باید یه موقعی شاید لازم باشه اصلاً یک نشستی برای همین موضوع قرار داده بشه و سخن بگیم. اما در مورد اینکه اعتراضات دی ماه چگونه مقدمه‌ای شد برای شکل‌گیری دوباره جنگ حالا موسوم به-- الان دیگه می‌تونیم بگیم جنگ چهل روزه یا جنگ رمضان اسمش رو هرچی بذاریم. همونطور که اشاره کردی جمعی بعد از کشتار دی ماه بیانیه دادن و ما با محکوم کردن این کشتار و با گرفتن پیکان مسئولیت این کشتار به سمت جمهوری اسلامی در عین حال این هشدار رو دادن که سوءاستفاده عوامل اسرائیلی از این کشتار رو هم باید جدی گرفت. من خاطرم هست عزیزانی که این بیانیه رو امضا کردن که چهارصد و پونزده نفر بودن در اون ایام یعنی جو دی ماه رو در نظر بگیرید که کشته‌ها هر روز ده هزار تا بهش اضافه می‌شه. یعنی حتی تا صد هزار هم بالا می‌بردن عدد کشته‌ها رو که بعداً معلوم شد که بالا بردن این عدد کشتار هم در واقع یه ترفندی‌ست برای کشاندن پای اسرائیل به جنگ که خب اتفاق هم افتاد. همون موقع امضا کنندگان این بیانیه زیر فشار قرار گرفتن چون می‌گفتن که خب شما دارید روایت جمهوری اسلامی رو تکرار می‌کنید. چون جمهوری اسلامی می‌گفت که عوامل اسرائیل بودن. می‌گفتیم خب چون، چون این بیانیه که گفته شده که جمهوری اسلامی مسئوله چون امنیت رو تأمین نکرده، چون سوء مدیریت داشته، چون استبداد داشته زمینه اعتراض رو فراهم کرده، کجا شبیه روایت جمهوری اسلامی‌ه؟ ثانیاً همون طوری که جمهوری اسلامی معیار حق نیست، معیار باطل هم نیست. چون برای برخی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی با کمال تأسف همچنان یه جایگاه ویژه داره. تبدیل شده به معیار باطل، معیار باطل هم نیست. ممکنه بخشی از روایت جمهوری اسلامی از رخدادها درست باشه، کما اینکه در مورد کشتار دی ماه درست بود. خود سازمان مجاهدین گفته بود هشتاد و ده نفر از نیروهای ما کشته شدن. خود موساد گفته بود ما در میان شما هستیم. به صورت میدانی گفته بود در میان شما هستیم. حالا همونطور که مجری محترم اشاره کردن بعد اسناد و مدارکی بیرون آمد از طرف خود رسانه‌های برقی که اون‌ها در میان مردم بودن، مسلح بودن، کشته‌سازی کردن. البته جمهوری اسلامی هم کشته باید پاسخگو بشه. ما در همون بیانیه خواستار این شده بودیم که یک کمیته حقیقت‌یاب ملی و مستقلی تشکیل بشه و اگر اون کار رو جمهوری اسلامی کرده بود و معلوم می‌کرد که خب اینا رو ما کشتیم، اینا رو اسرائیل کشته، اینایی که ما کشتیم، یه عده‌شون از کسایی بودن که مثلاً مسلح بودن، موساد بودن آمده پاسگاه گرفته، یه عده دیگه نه، جزو معترضان بودن. باور کنید ممکن بود بشه جلوی این جنگ دوازده-- تکرار جنگ دوازده روزه در قالب جنگ-- به هر حال نمی‌شه این کشتار رو مساوی کرد با رخدادهای قبلی، با اتفاق‌های هشتاد و هشت، حتی با مهسا. چون خیلی‌ها می‌گفتن خب اگر شما اینجا بپذیرید که این عوامل بودن پس در هشتاد و هشت چی؟ در مهسا چی؟ و پاسخ ما این بود که کسی محقق است که حساس به جزئیات باشه. هر مورد رو باید بر اساس شواهد همون مورد بررسی کنیم و در دی ماه شواهد به سود اینکه عواملی هستن که اعتراض مسالمت‌آمیز مردم رو می‌خوان به خاک و خون بکشن و این عوامل، عوامل خارجی هم بسیار زیاد بود. حالا من با حفظ این مقدمه که در واقع چون مورد پرسش قرار گرفتم، پاسخ دادم،

وارد اصل بحثم می‌شم با اجازه دوستان. عنوان بحث من هست در تقاطع ویرانی و همبستگی دگردیسیآرایش سیاسی ایران در سایه جنگ‌های بی‌پایان. با سلام و احترام خدمت مخاطبان گرامی که در این نشست کلاب‌هاوسی همراه ما هستند یا بعداً این بحث رو می‌شنوند. همچنین سلام و احترام دارم نسبت به برگزارکنندگان این نشست و میهمان‌های این نشست. لازم می‌دونم تسلیت بگم شهادت تمام شهروندان ایرانی که شیرین و شیفته‌شون رو در تجاوز آمریکا با کمال تأسف از دست دادن و شهروندانی که می‌گم منظورم تمام شهروندان شهیده، چه شهروندان غیرنظامی، چه شهروندان نظامی، چه شهروندان انتظامی، چه شهروندان امنیتی و چه شهروندان سیاسی. همچنین آرزوی صبر دارم برای بازماندگان تمام شهروندان شهید ایرانی در جنگ دوازده روزه و در جنگ چهل روزه. در روزهایی که سایه سنگین و ویرانگر جنگ فضای منطقه و ایران رو بیش از هر زمان دیگری ملتهب کرده و آتش‌بس خبری خوب اما شکننده به نظر می‌رسه، پرسش‌های بنیادی درباره فردای ایران دیگر خصلت انتظاری ندارد. ما اکنون نه در انتظار بحران که با تمامیت وجودی خویش در میانه بحرانیم. همین حالا گفتم که ما در دل بحرانیم. ما که می‌گویم منظورم تنها ایرانی داخل کشور نیست، بلکه ایرانی خارج کشور اما دلسوز وطن و دارای موضع ملی هم در میان این مای ایرانی‌ست. اینو از این جهت گفتم که بسیار گفته می‌شه که خب شما اونجا بیرون نشستین می‌گین این کارو بکن، اون کارو بکن. انگار که میگن بیاین وسط بحران. به هر حال ایرانی خارج کشور هم اگر دلسوز وطن باشه و موضع میهنی داشته باشه جزء مای ایرانی محسوب می‌شه. در این گفتار کوتاه قصد دارم با اتکا به دیدگاه میهن‌دوستی انتقادی به واکاوی سناریوها و واقعیت‌های انضمامی یعنی ملموس، بسودنی به تعبیر فارسی صریح، واقعیت‌های انضمامی پیش رو بپردازم. منظور از میهن‌دوستی انتقادی رویکردی‌ست که می‌کوشد دفاع بی‌قید و شرط از کیان سرزمین و جان شهروندان رو با نقد ساختاری و سازش‌ناپذیر شیوه حکمرانی هماهنگ کنه. یعنی نه نقد استبداد داخلی رو به قیمت استیلای خارجی پیش ببره و نه مخالفت با استیلای خارجی رو به قیمت تحکیم استبداد داخلی پیش ببره، بلکه می‌کوشه اصطلاحاً موضع ملی اتخاذ کنه. همیشه موضع ملی دو تا رکن داشت، هم منتقد استبداد داخلی باشه و هم منتقد استیلای خارجی. ایده میهن‌دوستی انتقادی رو در مقاله‌ای با عنوان در دفاع از میهن‌دوستی انتقادی در مجله مشفنوا که در داخل ایران منتشر می‌شه در مرداد 1404 خورشیدی یعنی بحبوحه

جنگ دوازده روزه بحث دادم و به سود اون استدلال کردم. این مقاله رو اینترنت دسترس‌پذیره. بر اساس دیدگاه میهن‌دوستی انتقادی تلاش می‌کنم سه پرسش محوری این نشست رو در ارتد و شرایط کنونی کالبدشکافی کنم. یک، تاب‌آوری مدنی. پرسش نخست این نشست اینه، آیا نهادهای مدنی در میانه شعله‌های جنگ توان اثرگذاری حفظ حیات خودشون رو دارند؟ در نبرد نامتقارن و چهل روزه اخیر با دو قدرت اقتصادی، تحلیل مفهوم تاب‌آوری زند عبور از نگاه یکسویه نگرند، مخصوصاً در اپوزیسیون متأسفانه این نگاه یکسویه نگر غالبه. در خوانش منصفانه و فادار به دیدگاه میهن‌دوستی انتقادی چون تمام بحث من در چارچوب میهن‌دوستی انتقادی‌ست. باید اذعان کرد که ما با مقاومت و تاب‌آوری چند لایه روبه‌رو هستیم که در آن استقامت جامعه از یک سو و ظرفیت بقای حکومت از سوی دیگر به شکلی جدایی ناپذیر به یکدیگر گره خورده. این یعنی چی؟ یعنی اون کسی که می‌ره پای لانچرها و موشکک می‌زنه و اون موشک رو می‌ذاره، اون همون سپاهی‌ست که در سیاست داخلی ما منتقدش هستیم. از یک سو جامعه مدنی و شهروندان با اتکا به شبکه‌های هم‌بسته و خرد جمعی شیرازه حیات روزمره و انسجام اجتماعی رو در برابر اضطراب ویرانگر حفظ-- جنگ حفظ کردن. از سوی دیگر حاکمیت نیز به لحاظ نهادی، نظامی و اداری تاب‌آوری شگرفی از خودش نشون داده. ماشین دیوانسالاری کشور از کار نیفتاده. انسجام قوای تدافعی و زیرساخت‌های حیاتی در برابر شوک‌های سنگین جنگ متجاوزانه حفظ شده و ساختار دولت-ملت دچار فروپاشی نشده. اونم ساختار دولت-ملتی که بارها پیش خود از جمله چند ماه قبل در همین مواجهه دیدیم. این اذعان واقع‌-- بینانه به ظرفیت حاکمیت در دفاع از کیان سرزمینی نه تنها نافی نقض‌های ساختاری به شیوه حکمرانی نیست، بلکه لازمه تحلیل دقیق واقعیت انضمامی ایران در مواجهه با تهدید وجودی‌ست. دو، تغییر نقشه سیاسی. پرسش دوم این نشست اینه، جنگ چه دگرگونی‌های ساختاری در آرایش نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران ایجاد خواهد کرد؟ خب حالا پاسخ اینه به نظر بنده. این تاب‌آوری مشترک که همین الان توضیح دادم، یعنی تاب‌آوری مشترک ظرفیت بقای حکومت و تاب‌آوری مشترک ظرفیت بقای مدنی. که این ظرفیت بقای مدنی کجا نمود پیدا کرده؟ در گروه‌های جهادی که هر جا بمب می‌زنن بلافاصله اونجا حاضرن، لودر میارن، بعد روان‌کاو میارن برای بچه‌های باقی‌مانده. در این تجمعاتی که شب- شبانه صورت می‌گیره که اسمشو می‌زنن تجمعات حکومتی و تجمعات ملیه. درسته که تنوع آرا در اون وجود نداره، طبیعیه موقع جنگه، ولی این تجمعات شبانه، اینا نمونه‌هاییه از تاب‌آوری مشترک حاکمیتی مدنی. این تاب‌آوری مشترک آرایش نیروهای سیاسی رو از دوگانه‌های معروف، مععود مثل اصولگرا، اصلاح‌طلب، برانداز، حافظ وضع موجود فراتر برده در قضیه جنگ و گسل ساختاری حول دو قطب صلح‌طلب و جنگ‌طلب ایجاد کرده. با نگاهی مبتنی بر همدلی انتقادی که همین نگاهی‌ست که در چارچوب مفهومی میهن‌دوستی انتقادی بحث یافته شده، با نگاه مبتنی بر همدلی انتقادی، اردوگاه جنگ‌طلبان آمیزه‌ای‌ست از-- آمیزه تراژیک یعنی سوگند از دو طیف متضاد، اقلیتی در درون بلوک قدرت که بقای قالب خودش رو در تداوم وضع امنیتی و میلیتاریزه کردن می‌جویند و به خاطر همین هر سخنی از معاهده، هر سخنی از مذاکره می‌شه، اون رو خائن می‌دونن. آقای ظریفی در Foreign Affairs یه مقاله خوبی نوشته گفت، گفتن خائنه. هرکی دیگه حتی قالیباف که به نظر می‌رسید مذاکره می‌کردن، می‌کردن گفتن خائنه. خب ببینید از یک سو این عده هستن و در نقطه مقابل گفتمان با نگاهی مبتنی بر همدلی انتقادی، اردوگاه جنگ‌طلبان، آمیزه تراژیک از دو طیف متضاد، اقلیتی در درون بلوک قدرت که بقای قالب خودش رو در تداوم وضع امنیتی و میلیتاریزه می‌جوید و بخشی در میان اپوزیسیون که با خطای محاسباتی ویرانی زیرساخت‌ها از سوی قدرت‌های خارجی رو به اشتباه شتاب‌بخشی یعنی کاتالیزور برای گذار سیاسی می‌پندارد. من ادامه بحثم رو اگر فرصتی بود بعداً خدمت دوستان ارائه کنم.